هشدار! برای استفاده بهتر از این وبسایت، باید JavaScript در مرورگر شما فعال باشد.

مصاحبه و گپی خودمانی با “میـدیا فـــرج نژاد” و “علی بختیار” به مناست انتشــــار آلبوم ” خــواب خورشیـــــد ” //

مصاحبه و گپی خودمانی با “میـدیا فـــرج نژاد” و “علی بختیار” به مناست انتشــــار آلبوم ” خــواب خورشیـــــد ”
موسیقی سنتی ایران سالیان سال است که طرفداران و مخاطبان خود را دارد و با وجود پیدایش ژانرهای مختلف موسیقی دراین عرصه همچنان موسیقی سنتی جایگاه خاص و والایی در ایران زمین حفظ کرده است. در این عرصه نیز بزرگان بسیاری فعالیت کردند که نامشان همیشه در تاریخ موسیقی ایران برجای خواهد ماند، اما در این میان جوانان پر شور نیز میدان را خالی نکرده ودرعرصه موسیقی سنتی به فعالیت خود ادامه می‌دهند. میدیا فرج‌نژاد یکی از این جوانان پرشور و فعال است که درعرصه نوازندگی تار و آهنگسازی مشغول فعالیت است. او معتقد است باید در عرصه موسیقی سنتی دست به اتفاقات جدید زد و موسیقی سنتی را از ورطه تکرار خارج کرد. به تازگی آلبوم «خواب خورشید» با آهنگسازی فرج‌نژاد و تهیه کنندگی و خوانندگی علی بختیار منتشر شده است. بختیارآواز را از سال ۷۹ زیر نظرمهیار شادروان آغاز کرده وخواب خورشید اولین تجربه او در کسوت خواننده محسوب می‌شود. او معتقد است آواز باید با جان خواننده عجین شود و از صافی روحش بگذرد تا آنچه راکه مخاطب می‌شنود بر دلش بنشیند. با این دو هنرمند به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید:آقای بختیار ابتدا درخصوص نحوه شروع همکاری شما و آقای فرج‌نژاد بفرمایید که منجر به تولید آلبوم خواب خورشید شد.بختیار: در بهار سال ۸۹ به‌رغم وجود مشکلات در زمینه تولید آثار موسیقایی به‌ویژه ژانر سنتی با توجه به علاقه‌ای که به فعالیت در این زمینه داشتم با چند تن از آهنگسازان مختلف صحبت کرده و آثار آنها را شنیدم که نهایتا آنچه در نظرم بود محقق نشد. به طور اتفاقی تصنیفی از آقای فرج‌نژاد را از طریق اینترنت شنیدم که مورد پسندم واقع شد و پس از شنیدن برخی دیگر از آثار ایشان به‌واسطه دوست گرانقدرم آقای دکتر پیمان ناصح‌پور با ایشان تماس گرفته و اولین همکاری مشترک‌مان را با تولید تصنیف سرو آزادی شروع کردیم و در ادامه، وجود سلایق و مشترکات موسیقایی و علاقه به ادبیات و شعر سبب‌ساز درخواست اینجانب برای تولید آلبوم خواب خورشید شد.جنس صدای شما تقلیدی نیست و بیان خاص خود را در تصنیف خوانی و آواز خوانی دارید. چطور در آلبوم خواب خورشید به این بیان رسیدید؟

فرج‌نژاد: اجازه دهید به این سوال من پاسخ دهم. معتقدم وظیفه اصلی یک آهنگساز این است که راوی احوالات مردمان هم دوران خودش باشد. من در تمام آثارم تلاش کردم دغدغه‌های مردم و اجتماعم و درعین حال دغدغه‌های شخصی خودم را در موسیقی‌ام بگنجانم. همین دغدغه‌های مشترک منجر به این شد که آقای بختیار با من تماس گرفتند و اعلام آمادگی کردند. من پیش‌تر صدای ایشان را نشنیده بودم و هیچ ذهنیتی نسبت به صدای ایشان نداشتم. زمانی که شنیدم، احساس کردم مهم‌ترین خصیصه در صدای ایشان صادق بودن صدایشان است، چرا که برخی خواننده‌ها با وجود آنکه گستره صوتی وسیعی دارند و پرتکنیک و با تجربه هم می‌خوانند اما هیچ احساس خاصی را به مخاطب منتقل نمی‌کنند. این دغدغه شخصی من بوده که سعی کرده‌ام با خواننده‌هایی کار کنم که خود دغدغه دارند و هدفشان ازخواندن صرفا تجارت نبوده است؛ به همین جهت تا امروز سه آلبوم با خوانندگان کار اولی ضبط کردم. امری که بسیاری از همکاران من دوست ندارند انجام دهند و همین هم باعث شده که تفاوت صدای ایشان با دیگر خوانندگان شنیده شود. درحالی که آقای بختیار یکی از بسیارافرادی هستند که در این زمینه فعالیت می‌کنند، اما امکان بروز و ظهور نیافته‌اند و هستند بسیاری از افراد که صدای مخصوص به خود دارند ولی ما آهنگسازان به آنها اجازه کار کردن نمی‌دهیم. نوک پیکان این گناه اول باید به سوی آهنگساز، تهیه کننده و ناشر باشد که چرا ما صدای جدید در بین خوانندگان نداریم.

پیش از این که آلبوم خواب خورشید وارد بازار شود قطعه سرو آزادی با صدای آقای بختیار شنیده شد؛ درباره این قطعه هم بگویید؟

فرج‌نژاد: تصنیف سرو آزادی در بهار ۸۹ ضبط شد. در این قطعه سعی کردیم شعری را انتخاب کنیم که با احوالات جامعه ما هماهنگ باشد. این اتفاق افتاد و دست روی شعر استاد ابتهاج گذاشتیم که در مایه چهارگاه ساخته و ضبط شد و اتفاقا کار بسیار خوبی هم ازآب درآمد و بسیار راضی بودم چرا که پیش‌تر با خوانندگانی کار کرده بودم که در محیط استودیو بسیار راحت بودند اما غریبگی آقای بختیار با محیط استودیو باعث شد که نوع خواندنش هم استودیویی نباشد و بیشتر به این می‌ماند که خواننده فارغ از تمام مباحث تکنیکی برای خود خوانده است. معتقدم خواننده تنها، دغدغه‌اش را خوانده و به هیچ چیز دیگری فکر نکرده است؛ یعنی نه تنها
خودنمایی نبوده بلکه تنها مطلب خود را رسانده است.

آقای بختیار با توجه به صحبت‌های آقای فرج‌نژاد از دغدغه‌هایی بگویید که نتیجه آن صدایی است که نه تنها تقلیدی و تداعی‌کننده صدای شخص خاصی نیست بلکه صدایی مختص به خودتان است.

بختیار: درعرصه خوانندگی و به‌ویژه آواز سنتی بیش از هر چیز به این موضوع معتقدم که به‌رغم اینکه هر آنچه به صورت ردیف یاد گرفته‌ایم یا آواز اساتید این فن را مشق کرده‌ایم نباید این مطلب کلیدی را فراموش کنیم که آواز یا قطعه مورد اجرا باید از صافی وجود ما رد شود. وقتی شعر را می‌خوانیم سوای موارد تکنیکی باید با جانمان عجین شود و این دغدغه همیشگی من بوده است. از سوی دیگر موارد بسیاری در خواندن دخیل است مانند برداشت شما از شعر، میزان ارتباط درست شما با آهنگ، تعامل سازنده، خواننده و آهنگساز و… که در حد مقدورات این موارد در آلبوم خواب خورشید مدنظر قرار گرفت.

قطعه سرو آزادی اولین تصنیف مشترک شما با آقای بختیار بود و بعد آلبوم خواب خورشید.چقدر تفاوت صدا میان این دو اثر دیده می‌شود و چقدر از میزان ترس از میکروفن کم شده است؟

فرج‌نژاد: ترس از میکروفن چیزی نیست که به این سادگی از بین برود و خوانندگان قدیمی هم هنوز با فراغ‌بال نمی‌خوانند و این ترس همچنان وجود دارد. شما هرگز به‌دلیل آن ترسی که وجود دارد نمی‌توانید آن‌چیزی که در استودیو می‌شنوید در اجرای زنده از خواننده شاهد باشید. قطعا این در مورد آقای بختیار هم صادق است و نمی‌توان این توقع را داشت که با اجرای یک آلبوم این ترس بریزد و تمام شود. اطمینان در صدا و پختگی صدا احتیاج به یک بازه زمانی داشت. اما آن صدایی که در آلبوم خواب خورشید شنیده می‌شود نسبت به قطعه سرو آزادی که در فضای مجازی موجود است تفاوت فاحشی دارد چراکه در تولید آلبوم پروسه طی شده بسیار طولانی بود. زمانی که کار تمام شد و برای بار اول شنیدم احساس کردم که آقای بختیار بیشتر خود را در این فضا حس کرده و این جسارت را پیدا کرده تا به زوایای پنهان روحی خود در هنگام اجرا فکر کند. سرو آزادی یک استثنا بود،در قطعه سرو آزادی آنچه را بختیار به‌عنوان خواننده می‌خواند در واقع دغدغه خواندن، کوک بودن و نحوه خواندن نبود. زمانی که یک جامعه‌ و ملتی یک حرف را با یک صدا می‌خواهند بزنند دیگر رسالت، خواندن نیست؛ رسالت پیغامی‌ست که شنونده می‌شنود، چیزی که در موسیقی تمام دنیا می‌بینیم. من پیش از این چنین تجربه‌ای را تنها با آقای سراج در یک تک آهنگ داشتم به اسم «راه رهایی» که استقبال گرم مخاطب را در آن کار هم دیدیم و خیلی دلچسب وشیرین بود. آن زمان گمانم این بود که کسوت آقای سراج در عرصه موسیقی عامل شنیده شدن و موفقیت کار بوده است اما بعد که با آقای بختیار این کار را انجام دادم، دیدم که کسوت تنها باعث دیده شدن نیست بلکه مردم به‌عنوان مخاطبان اصلی حواس‌شان هست و می‌دانند که چه کسی چه چیزی را می‌خواند و چه پیام و رسالتی دارد. این پله اول محکمی شد برای فکر به «خواب خورشید».

تار نوازی شما در این اثر و حتی جنس آهنگسازی شما با آلبوم طغیان تفاوت دارد. چرا؟

فرج‌نژاد: اساسا برای خودم هیچ فرمی قائل نیستم. هر کدام از آلبوم‌هایی که کار کردم و آثاری که ساخته‌ام در یک شکل و فرم نیستند و تنها یک حس و مهر مشترک دارند که باعث می‌شود شما تشخیص دهید که کار یک آهنگساز واحد است، تنها فرم آثار تغییر می‌کند وهیچ یک فرم مشترک و یکسانی ندارند. معتقدم که یا باید سکوت کرد یا باید حرفی جدید برای گفتن داشت. وقتی به تکرار کشیده شوید هیچ گزینه مثبتی برای شما وجود نخواهد داشت. خواب خورشید را با استفاده از تحقیقی که دوسال با محوریت موسیقی‌های پیرامون موسیقی کشور، نواحی کشور و حتی فراتراز آن به سرزمین‌هایی که زمانی متعلق به ایران بود، داشتم کار کردم. هر کدام از این سرزمین‌ها موسیقی و حرف‌های مختلفی داشته‌اند و من سعی کردم ربط آنها را پیدا کنم و این تلاش را کردم چرا که معتقدم همین موسیقی فولکلور است که جمع می‌شود و رپرتوار موسیقی ایرانی را شکل می‌دهد و شما رد موسیقی تاجیکستان، کردستان، آذربایجان و… را در موسیقی سنتی می‌بینید و اگر آنها را پر رنگ‌تر کنید مخاطب می‌تواند این موسیقی‌ها را تفکیک کند. هدفمان در این آلبوم این بود که به این بخش به غربت افتاده موسیقی بیشتر بپردازیم و به این سمت و سو رفتیم و ممکن است باشنیدن آن به این نتیجه برسید که شاید تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است.

اما در این آلبوم گویی تار را احساسی‌تر می‌نوازید و سبک آهنگسازی شما نیز این را تداعی می‌کند. نظر خودتان چیست؟

فرج‌نژاد: من فکرمی‌کنم این مصداق این مصرع است که هرکسی از ظن خود شد یار من؛ شما با شنیدن آلبوم، آهنگ‌ها، شعر، ملودی و غیره ارتباطی پیدا می‌کنید که ممکن است برخی دیگر این‌گونه نباشند و تنها به یک قطعه یا یک ملودی این تعلق را داشته باشند. این اختلاف سلیقه امری کاملا طبیعی است و من تلاشم این است که حرف‌های خودم و احساساتم را در آلبوم‌هایم به طرق مختلف به مخاطب انتقال دهم که هر مخاطب نیز به یک شکل این حرف‌هاواحساسات را دریافت ‌کند.

به نظر می‌رسد قطعات با کلام در این اثر در مقایسه با آثار بی‌کلام حجم کمتری دارد. این تصمیم از سوی چه کسی بود؟

فرج‌نژاد: ما یک مشکل بزرگ داریم در ۲۰-۱۵ سال گذشته و در حداقل ۹۰ درصد از موسیقی کشورمان؛ آن هم این است که خواننده را از ارکستر جدا می‌کنیم،درنهایت شما کاملا احساس می‌کنید بافتی را می‌شنوید که واقعی نیست و دراستودیو ضبط شده است. درحالی که در سالن کنسرت هرگز این احساس را ندارید. در یک فضای اکوستیک یا سالن اجرا، وقتی خواننده با صدای رسا می‌خواند و با ۱۵ ساز مختلف همراه می‌شود شما یک بافت زیبا می‌شنوید که بسیار دلنشین است. به‌دلیل خودخواهی یک سری از خوانندگان ما در گذشته، بین این دو فاصله افتاده وترازوی تشخیص زیبایی در ذهن مخاطب تغییر کرده و این ناهمگونی را بعضا صحیح می‌داند در حالی که این درست نیست.
بختیار: درخصوص این که بخش آوازی و سازی چگونه با هم تلفیق شوند جدای از موارد فنی بروز این اتفاق کار بسیار ظریفی است و در برخی از آثار دیده می‌شود که جایی حجم ساز، نسبت به حجم صدای خواننده برتری داشته یا بالعکس. اما آهنگساز باید منصفانه کلیت کار را در نظر داشته باشد به گونه‌ای که نه به ساز و حجم صدای ساز و نه به آواز و حجم آن خدشه وارد نشود به‌طوری که مخاطب به هنگام شنیدن اثر به شکل فاحشی احساس کند حجم هر یک از این دو نسبت به هم بالا یا پایین است.

چرا با وجودی که موسیقی سنتی موسیقی ملی مان است اما به خوبی دیده نمی‌شود؟

فرج‌نژاد: بی‌شک هنر اول ما ایرانیان ادبیات است وعقبه ما در ادبیات بسیار محکم است و موسیقی ثبت و ضبط شده ما عمرش بسیار کوتاه. استادان بسیاری مانند استاد شجریان معتقدند که (آواز ساخته شده، برای این که غزل ایرانی خوانده شود)، این درست اما موسیقی ساخته نشده که غزل ایرانی روی آن خوانده شود. اینکه مردم بیشتر کلام را می‌شنوند به‌دلیل این است که عادات شنیداری مخاطب این شده که تنها شعر را بشنود.

اشعاری که انتخاب کردید برعهده شما بود یا آهنگساز کار؟

بختیار: برخی مشترک بود و برخی دیگر توسط آقای فرج‌نژاد انتخاب شده بودند. ما هر دو بسیار به ادبیات و به‌ویژه شعر علاقه‌مند و حساس هستیم و برای انتخاب برخی از اشعار بیش از چند روز مداوم وقت گذاشتیم تا شعر مورد نظر را انتخاب کنیم به‌طوری که هم از لحاظ محتوا و هم از جهت آهنگسازی و نحوه ارائه کلام تامین نظر شود.

آیا شعری بود که نسبت به آن تعلق خاطرداشته باشید؟

بختیار: برخی از اشعار بودند که هر دو تعلق خاطر داشتیم. به طور مثال در قطعه «سرنوشت» که شعرش از فریدون مشیری است چند شعر پیش از آن انتخاب کردیم و می‌خواستیم حتما کار شود اما هر دو اقناع نشدیم و در نهایت به این قطعه رسیدیم.
فرج‌نژاد: من به دنبال اشتراک هستم و ابتدا شعر باید من را تکان دهد و آن،(آنِ) لازم را برای من ایجاد کند تا بتوانم موسیقی‌اش کنم، به همین دلیل هم هرگز کار سفارشی انجام نداده‌ام ونمی توانم این کار را انجام دهم.از سوی دیگر تلاشمان این بود که به سراغ اشعاری برویم که این حالت برای آقای بختیار هم ایجاد شود. ما حدود ۳ ماه زمان گذاشتیم تا اشعار این کار را انتخاب کردیم.

شما در قطعه آخر از دکلمه استفاده کردید به چه دلیل؟

فرج‌نژاد: دکلمه را استاد اسماعیل قادرپناه برای سرو آزادی خواندند. ایشان یکی از بزرگ‌ترین چهره‌هایی هستند که دراین حوزه فعالیت می‌کنند و برای من افتخاری بود. من پیش‌تر کارهای ایشان را دنبال کرده بودم و می‌دانستم وقتی کار را به کاردان بسپاری اتفاق دیگری می‌افتد. ایشان این کار را صرفا برای سرو آزادی و همراه و همزبان شدن با مردمی که حرفشان سرو آزادی بود خواندند و اجرا کردند و تصمیم گرفتیم بخش دکلمه را مختص به این قطعه کنیم.

در قطعه سرو آزادی رنگ و بوی آثار دهه شصت و آثار گروه‌هایی چون گروه عارف و شیدا را حس می‌کنیم؟

فرج‌نژاد: اگر چنین چیزی باشد برای من افتخاربزرگی است چرا که ما وامدار موسیقی گذشته خود هستیم واگر امروز نمی‌شنویم این یک ضعف است و باید تبدیل به قدرت شود. آهنگساز باید این توانایی را داشته باشد تا بتواند با آن لحنی که می‌خواهد صحبت کند.
بختیار: دستگاه آوازی مورد استفاده در این تصنیف، شعر و دکلمه‌ای که خوانده شده از جمله عناصری است که با فضای تصانیف آن دوران مشترک است و حتی اگر اشاره نیز نکنیم به‌واسطه مواردی که ذکر شد این تداعی در ذهن شنونده به‌وجود خواهد آمد.

این روزها استفاده و تلفیق موسیقی پاپ و سنتی بسیار دیده می‌شود نظر شما به‌عنوان یک آهنگساز و خواننده چیست؟

فرج‌نژاد: من معتقدم همه اینها ابزاری هستند برای انتقال یک احساس. شما نمی‌توانید با ادبیاتی که هیچ ارتباطی با هنر ایرانی ندارد وارد شوید و موسیقی ایرانی تولید کنید. این نیازمند مطالعه، تحقیق، بررسی، سواد و همفکری است. اگر با این چند عنصر همراه شود ممکن است تلفیق بسیار زیبایی انجام شود که ژانر جدیدی در موسیقی ایجاد کند که جذابیت خاصی هم برای مخاطب خود داشته باشد، اما این که هرچیزی را بگوییم تلفیق این کوته نظری است. بختیار: من به تلفیق موسیقی بسیار علاقه‌مند هستم بخصوص تلفیق موسیقی ایرانی و موسیقی مقامی و کشورهای همجوار به‌دلیل وجود اشتراکات زیاد که این موضوع، هم می‌تواند در زمینه، سازی صورت بگیرد هم در زمینه آوازی. در ارائه آواز سنتی می‌توان از انواع و اقسام آوازهای نواحی ایران بهره برد و حتی ذائقه شنیداری مخاطب را تغییر داد. ما سعی کردیم درخواب خورشید آواز را به شکل صرفاً سنتی محض پیش نبریم و شیوه اجرایی خاص‌تری در آواز آن ایجاد کنیم تا علاوه بر تازگی از پتانسیل‌های مورد اشاره نیز در حد توان بهره برده باشیم.

فکر نمی‌کنید مخاطب عام موسیقی سنتی معمولا این نوع از موسیقی را با اشعار شعرای قدیم می‌شناسد نه اشعار جدید؟

فرج‌نژاد: معتقدم کار روی اشعار حافظ و مولانا با موسیقی‌های یکسان دیگر کافی است. چرا که این نوع کار تبدیل به یک سناریوی تکراری شده است.

به نظر می‌رسد موسیقی سنتی روی اشعار شعرای قدیم ریتمیک‌تر است تا شعر معاصر و همین عامل نیز به نوعی باعث دلزدگی مخاطب عام از تلفیق موسیقی سنتی و اشعار معاصر
شده است؟

فرج‌نژاد: برخی این گونه می‌اندیشند که آزموده را آزمودن خطاست. وقتی به سراغ ادبیات کلاسیک می‌روید به‌دلیل اینکه دستتان به‌دلیل داشتن نمونه‌های مشابه آزادتر است و ریسک کمتری را به همراه دارد و مخاطب عام درسطح وسیع می‌پذیرد و احساس نوستالژیک دارد. اما برای گویش جدید باید پارامترهای موسیقی قدیم و جدید را بشناسید و بتوانید ادبیات را درک کنید و بستری را مهیا کنید که ادبیات معاصر در آن جایگاه فاخری پیدا کند و این نیازمند زمان است.

چرا شیوع شجریان خوانی روز به روز گسترش پیدا کرد و شیوه دیگر خوانندگان به نوعی منسوخ شده است؟

بختیار: البته شیوه دیگر خوانندگان منسوخ نشده است! اما آثار استاد شجریان برای دوستانی که یادگیری آواز را شروع می‌کنند جزء در دسترس‌ترین و کامل‌ترین نمونه‌های آثار آواز سنتی است لذا تاثیر شیوه آواز‌خوانی ایشان بر هنرجویان این رشته انکارناپذیر است. از طرفی در چند دهه اخیر به دلایل مختلف که خارج از حوصله این گفت‌وگوست مجال کافی برای بروز دیگر شیوه‌های آوازی نبوده از این رو کمتر شاهد شنیدن آوازهای متاثر از شیوه‌های دیگر هستیم. اما نکته اساسی این است که صرف فراگیر بودن شیوه مورد اشاره نباید باعث شود که هنرجو یا خواننده آواز سنتی خود را از شنیدن آواز دیگر سبک‌ها و خواننده‌ها محروم کند که اگر چنین باشد آواز رنگ و بوی شیوه فراگیر را خواهد گرفت. بهره‌گیری از شیوه‌های مختلف آوازی به آواز یک خواننده غنا می‌بخشد و برای مخاطبان بستری فراهم می‌آورد تا آوازها دارای رنگ و بوی مختلف بشوند و این امر میسر نمی‌شود مگر این که خواننده دغدغه پیدا کردن شخصیت آوازی خود را داشته باشد چنانکه بتواند تراوش وجودیش را بروز دهد و از مرحله تقلید
خارج شود.

زینب‌السادات افتخاری
روزنامه آرمان ۱۳۹۲/۰۴/۱۱
لینک خبر : http://armandaily.ir/?News_Id=45047